غزل پنجره ای از حضور از هوشنگ بهداروند
با سلام خدمت کاربران عزیز هشت آ هشت ،امروز با غزل پنجره ای از حضور از هوشنگ بهداروند با شما همراه خواهیم بود. پنجره ای از حضور نُت خیال تو من را به شور می خواند مرا به پنجره ای از حضور می خواند درون کوچۀ احساس من، چو رهگذری ترانه ها به هوای عبور […]
غزل گُرده سکوت از هوشنگ بهداروند
با سلام خدمت همراه همیشگی سایت هشت آ هشت ، امروز با غزل گُرده سکوت از هوشنگ بهداروند با شما همراه خواهیم بود. گُرده سکوت گاهی برای درد خودم فال می زنم چون کفتری درون قفس بال می زنم با سوزن نگاه تو و اشک چشم خویش بر گُرده سکوت شبم خال می زنم این […]
غزل حسرت پرواز از هوشنگ بهداروند
با سلام خدمت کاربران سایت هشت آ هشت ، امروز با شما با غزل حسرت پرواز از هوشنگ بهداروند همراه هستیم. حسرت پرواز بس است، خسته شدم از شکسته بودن ها به تنگ آمدم از حجم خسته بودن ها چقدر حسرت پرواز را به سینه کشم چه عایدم شد از این دست بسته بودن ها […]
غزل در انتظار بوسِ باران از هوشنگ بهداروند
غزل در انتظار بوسِ باران از هوشنگ بهداروند در انتظار بوسِ باران از سایۀ خود هم گریزان می شوم هر شب وقتی که با یاد تو مهمان می شوم هر شب در خلوت تنهایی خود پوست می ریزم در لاک خود آهسته،پنهان می شوم هر شب مانند گلدان کنار پنجره دائم در انتظار،بوسِ باران می […]
غزل غریب آشنا از هوشنگ بهداروند
غزل غریب باز دوره می کنم روزگار خویش را شرح دانه دانۀ کار و بار خویش را گرچه خسته ام ولی، باز هم به خاطرت می کشم به سینه من انتظار خویش را جان آینه قسم چند وقت می شود تلخ کرده ام به خود روزگار خویش را لحظه لحظه بی شما چون مسیح بی […]
غزل هاشور اشک از هوشنگ بهداروند
با سلام خدمت همراهان سایت هشت آ هشت ، امروز با غزل هاشور اشک از هوشنگ بهداروند با شما خواهیم بود. هاشور اشک بر بوم خاطراتم هاشور می زند اشک در لحظه های دردم تنبور می زند اشک بر بوم خنده های، رنگین کمانی من پیوسته، نقش های ناجور می زند اشک هر روز صد […]
غزل کَرت های خنده از هوشنگ بهداروند
غزل کَرت های خنده از هوشنگ بهداروند کَرت های خنده باز بی حضور تو انتظار می کشم توی دفتر دلم نقش دار می کشم توی دفتر دلم نقش دار می کشم کَرتِ های خنده ام گرچه خشک شد ولی من به لوت سینه ام چشمه سار می کشم با مداد اشک خود، مثل روزهای پیش […]
جزوه چشم شعری از هوشنگ بهداروند
با سلام خدمت کاربران سایت هشت آ هشت، امروز با “جزوه چشم شعری از هوشنگ بهداروند” با شما همراه خواهیم بود. جزوه چشم زیر بارون تو بی چتر شدن رویائی است خنده ی سبز تو، سر سبزترین زیبائی است رنگ دفترچه ی مشق دل من، بی یادت رنگ دلتنگی یک عمر، غم و تنهایی است […]
دفترچه سکوت
دفترچه سکوت با بغض خود به جام غمم سنگ می زنی دفترچه ی سکوت مرا رنگ می زنی گاهی به جان آینه سوگند، دیر وقت چون ساعتی به خواب شبم زنگ می زنی بر بوم ذهن خسته من با مداد اشک نقشی شبیه مصحف ارژنگ می زنی این روزها که می گذرد، مثل رودکی انگار […]
غزل زیر بال عشق از هوشنگ بهداروند
زیر بال عشق تو را به عشق جای نان کمی ترانه ام بده از این زمانه، خسته ام کمی بهانه ام بده از این همیشه پیلگی دلم گرفت،لطف کن یکی دو بال از غزل برای شانه ام بده در این کویر زندگی مسافری غریبه ام به سمت دشت عاشقی یکی نشانه ام بده بهار زندگانی […]