اموزش لغات 504 با معنی بخش نهم

اموزش لغات 504 با معنی بخش نهم

افزایش تعداد ورودی وب سایت شما از گوگل فقط ممکن است

این یک است

vocation – کار – حرفه – پیشه – وظیفه – رسالت

red smith’s vocation was as a journalist for the times
شغل رد اسمیت خبرنگاری روزنامه تایمز بود

unstable – بی ثبات – سست – متزلزل – شل – لق – دمدمی

cathy’s balance became unstable because she was very weary
چون کتی خیلی خسته بود تعادلش به هم خورد

homicide – قتل – آدم کشی

it took a crafty person to get away with that homicide
فرد زیرکی را می طلبید که از مجازات قتل فرار کند

penalize – مجازات کردن – تنبیه کردن – جریمه کردن

we were penalized for not following tradition
بخاطر عدم پیروی از سنت مجازات شدیم

beneficiary – وارث – ذی نفع – سود برنده – منتفع

my brother was the beneficiary of excellent advice from his guidance counselor
برادرم از نصیحت های عالی مشاور راهنمایش بهره مند شد

reptile – خزنده

the lizard is a reptile with a very slender body
مارمولک خزنده ای است که اندام بسیار باریکی دارد

rarely – به ندرت – گهگاه – خیلی کم – هرازگاهی

people are rarely frank with each other
مردم بندرت با همدیگر صادق هستند

forbid – ممنوع کردن – قدغن کردن – اجازه ندادن به

spitting on the floor is forbidden in public places
تف کردن روی زمین در اماکن عمومی ممنوع است

logical – منطقی

it is logical to spend a minimum on needless things
منطقی است که روی چیزهای غیر ضروری حداقل پول را خرج کنیم

exhibit – نمایش دادن – نشان دادن – عرضه کردن

the bride and groom exhibited their many expensive gifts
عروس و داماد هدایای زیاد و گران قیمت خود را به نمایش گذاشتند

proceed – پیش رفتن – ادامه دادن – شروع کردن – اقدام کردن

only those with special cards can proceed into the pool area
فقط آنهایی که کارت مخصوص دارند می توانند به محوطه ی استخر بروند

precaution – احتیاط – پیش بینی – دور اندیشی – عمل احتیاطی

we must take every precaution not to pollute the air
باید هرگونه اقدام پیشگیرانه را بکار ببندیم تا هوا را آلوده نکنیم

extract – بیرون کشیدن – بیرون آوردن – استخراج کردن

  1. fogel extracted my tooth in a amateur fashion
    دکتر فوگل دندانم را با روشی غیر حرفه ای کشید

prior – قبل از – قبلی – پیشین – مهم تر – مقدم

myrna was unhappy prior to meeting her beau
میرنا پیش از ملاقات معشوقه اش افسرده بود

embrace – در آغوش گرفتن – بغل کردن – بغل – آغوش

after having been rivals for years , the two men embraced
آن دو مرد بعد از اینکه سالها با هم رقیب بودند همدیگر را در آغوش کشیدند

valiant – بی باک – شجاع – دلیر – شجاعانه

the valiant paratroopers led the invasion
چتربازان شجاع تهاجم را هدایت کردند

partial – ناقص – جزئی – ناتمام – نسبی – محدود

we made a partial listing of the urgently needed supplies
از تجهیزات بسیار ضروری فهرست برداری ناقصی انجام دادیم

fierce – درنده – وحشی – هار – عصبانی

he took one look at his fierce opponent and ran
او به رقیب عصبانی اش نگاهی انداخت و دوید

detest – متنفر بودن از – نفرت داشتن از – بیزار بودن از

the world detests people who aren’t valiant
دنیا از انسانهایی که شجاع نیستند متنفر است

sneer – پوزخند زدن – مسخره کردن – ریشخند زدن

when offered a dime as a tip , the taxi driver sneered at his rider
وقتی به راننده تاکسی یک سکه ده سنتی به عنوان انعام تعارف شد راننده نگاه تحقیر آمیزی به مسافر کرد

scowl – اخم کردن – روی درهم کشیدن – با ترشرویی

i dread seeing my father scowl when he gets my report card
از اخم کردن پدرم در زمان گرفتن کارنامه ام می ترسم

encourage – تشویق کردن – امید دادن به – دلگرم کردن

a valiant person rarely needs to be encouraged
یک شخص شجاع بندرت نیاز به تشویق دارد

consider – بررسی کردن – سنجیدن – سبک و سنگین کردن

jon considered whether a comprehensive report was necessary
جون روی اینکه آیا گزارش جامعی لازم است فکر کرد

vermin – حشرات موذی – جانوران موذی – حشرات انگلی

some reptiles eat vermin as their food
بعضی از خزندگان حشرات موذی را به عنوان غذا می خورند

wail – گریه و زاری کردن – آه و ناله کردن – شیون کردن

when tragedy struck , the old people began to wail
وقتی فاجعه اتفاق افتاد افراد پیر شروع به گریه و زاری کردند

symbol – نماد – سمبل – نشانه – علامت

an olive branch is a symbol of peace
شاخه ی زیتون نماد صلح است

authority – قدرت – نفوذ – سلطه – اقتدار – صاحب نظر

no one should have the authority to dictate our career choice
هیچ کس حق ندارد که انتخاب شغل را به ما تحمیل کند

neutral – بی طرف – بدون جانبداری – خنثی

adolph did not reject the idea but remained neutral about it
آدولف پیشنهاد را رد نکرد ولی نسبت به آن بی طرف ماند

excel – بی نظیر بودن – نمونه بودن – بهترین بودن – تک بودن

because he was so small , larry could not excel in sports
لاری نتوانست در ورزش برتری پیدا کند زیرا خیلی کوچک بود

feminine – زنانه – مربوط به زنان – ظریف و لطیف

when my sister wants to look feminine , she changes from dungarees into a dress
وقتی خواهرم می خواهد قیافه خانمها را داشته باشد لباس کارش را با یک پیراهن عوض می کند

mount – صعود کردن از – بالا رفتن از – سوار شدن

my sister couldn’t mount the horse so they gave her a pony instead
خواهرم نتوانست سوار اسب شود از اینرو به او یک کره اسب دادند

compete – رقابت کردن – همچشمی کردن – مسابقه دادن

steffi graf was challenged to compete for the tennis title
استفی گراف برای رقابت در عنوان قهرمانی تنیس به مبارزه طلبیده شد

dread – ترسیدن از – وحشت داشتن از – ترسناک – مخوف

i dread going into that deserted house
من از رفتن به آن خانه ی متروکه هراس دارم

masculine – مردانه – مردوار

the boy became more masculine as he got older
هر چه آن پسر بزرگتر می شد مردانگی اش بیشتر می شد

menace – خطر – تهدید

the torrents of rain were a menace to the farmer’s crops
سیل برای محصولات کشاورز یک تهدید بود

tendency – تمایل – گرایش – عادت – میل – رغبت – کشش

the tendency in all human beings is to try to survive
گرایش همه انسان ها این است که تلاش کنند زنده بمانند

underestimate – دست کم گرفتن – ناچیز انگاشتن – کوچک شمردن

i admit that i underestimated the power in the bulky fighter’s frame
اعتراف می کنم که نیروی استخوان بندی مبارز غول پیکر را دست کم گرفتم

victorious – پیروز – ظفرمند – فاتح – برنده

our girls’ volleyball squad was victorious over a taller team
تیم والیبال دختران ما بر تیم بلند قدتری پیروز شد

numerous – متعدد – بسیار زیاد – بی شمار – به کرات

critics review numerous movies every week
منتقدان هر هفته فیلم های متعددی را بررسی می کنند

flexible – انعطاف پذیر – تاثیر پذیر – نرم – خم شدنی

the toy was flexible , and the baby could bend it easily
اسباب بازی انعطاف پذیر بود و کودک به راحتی می توانست آنرا خم کند

evidence – دلیل – مدرک – سند – شاهد – گواه – نشانه

our teacher ignored the evidence that simon had cheated on the test
معلم ما به مدرکی که نشان می داد سیمون در امتحان تقلب کرده است بی توجهی کرد

solitary – تنها – یکه و تنها – گوشه گیر – انفرادی

the convict went into a rage when he was placed in a solitary cell
هنگامی که مجرم در یک سلول انفرادی قرار داده شد عصبانی شد

vision – قدرت دید – دید – بینایی – رویا – خیال – تصویر ذهنی

the glasses that irma bought corrected her near-sighted vision
عینکی را که ایرما خرید نزدیک بینی او را اصلاح کرد

frequent – مکرر – پی در پی – فراوان – متعدد – زیاد

on frequent occasions sam fell asleep in class
در موارد مکرر سام در کلاس به خواب رفت

glimpse – نگاه سریع – نظر اجمالی – نگاه مختصر

this morning we caught our first glimpse of the beautiful shoreline
امروز صبح برای اولین بار خط ساحلی زیبا را دیدم

recent – اخیر – تازه – جدید

bessie liked the old silent movies better than the more recent ones
بسی فیلم های صامت قدیمی را بیشتر از فیلم های جدید دوست داشت

decade – دهه – ده سال

many people moved out of this city in the last decade
در طول ده سال گذشته مردم زیادی از این شهر خارج شدند

 

 

 

hesitate – تردید کردن – شک کردن – مردد بودن – دودل بودن

nora hesitated to accept the challenge
نورا در پذیرش مبارزه مردد بود

absurd – نامعقول – احمقانه – بی معنی – پوچ – یاوه

it was absurd to believe the fisherman’s tall tale
باور کردن داستان طولانی مرد ماهیگیر مسخره بود

conflict – درگیری – برخورد – دعوا – ستیز – نزاع

the class mediation team was invited to settle the conflict
از گروه میانجیگری کلاس برای فرونشاندن درگیری دعوت شد

minority – اقلیت

blacks are a minority group in the united states
در ایالات متحده سیاهان گروه اقلیت هستند

fiction – داستان – قصه – رمان – خیال – وهم – پندار

the story that the president had died was fiction
این داستان که رئیس جمهور مرده بود ساختگی بود

ignite – مشتعل کردن – آتش زدن – آتش گرفتن – جرقه زدن

one match can ignite an entire forest
یک کبریت می تواند تمام جنگل را به آتش بکشد

abolish – پایان دادن – برچیدن – براندختن – منسوخ کردن

my school has abolished final exams altogether
مدرسه ما امتحانات نهایی را کلا لغو نموده است

urban – شهری – شهرنشین

many businesses open offices in urban areas
بسیاری از موسسات تجاری در مناطق شهری دفتر می زنند

population – جمعیت – مردم – سکنه – ساکنان – اهالی

china has the largest population of any country
چین نسبت به هر کشوری بیشترین جمعیت را دارد

frank – صادق – صاف و ساده – بی شیله و پیله – بی ریا

never underestimate the value of being frank with one another
هرگز ارزش روراست بودن با یکدیگر را دست کم نگیرید

pollute – آلوده – آلوده کردن – فاسد کردن

the atlantic ocean is in danger of becoming polluted
اقیانوس آتلانتیک در خطر آلوده شدن است

reveal – آشکار کردن – نشان دادن – برملا کردن – فاش ساختن

napoleon agreed to reveal the information to the french population
ناپلئون پذیرفت که اطلاعات را برای مردم فرانسه فاش کند

prohibit – ممنوع کردن – قدغن کردن – منع کردن – ممانعت کردن از

the law prohibits the use of guns to settle a conflict
قانون استفاده از اسلحه برای فرونشاندن درگیری را منع می کند

urgent – فوری – ضروری – مبرم – اضطراری

when he heard the urgent cry for help the lifeguard did not hesitate
هنگامیکه نجات غریق فریاد اضطراری برای کمک را شنید تعلل نکرد

adequate – کافی – بسنده – به اندازه کافی – قانع کننده

carlos was adequate at his job but he wasn’t great
کار کارلوس قابل قبول بود اما عالی نبود

decrease – کم شدن – کاهش یافتن – پایین آمدن – افت کردن

the landlord promised to decrease our rent
صاحب خانه قول داد که کرایه ما را کاهش دهد

audible – قابل شنیدن – رسا – شنیدنی – محسوس

from across the room the teacher’s voice was barely audible
از آن سوی اتاق صدای معلم به سختی قابل شنیدن بود

journalist – روزنامه نگار

there were four journalists covering the murder story

مشاوره سئو و تولید محتوا

افزایش تعداد ورودی وب سایت شما از گوگل فقط ممکن است

این یک است

امتیاز مقاله:
4.5/5

قیمت های ما به حدی بهینه است که بسیاری از وب سایت و شرکت های همکار تولید محتوای خود را به ما می سپارند.

جهت سفارش تولید محتوا و مشاوره رایگان در مورد استراتژی محتوا با ما در تماس باشید. 

نتیجه صد درصد تضمین شده است 

 

Call Now Buttonبا یک کلیک تماس بگیرید